
شاید مسخره باشه اما خوب دیگه دل داره میترکه.دوست دارم با آیندگان شاید بچهای خودم این حرفارو بزنم.
شاید اون موقع نخندن یا شایدم بدتر بخندن.
توئه زندگی یاد گرفتم که همه چیز روی شاید هاست.
این دوست نداشتنهایی که قراره بگم نه تنها برای اونا دوست ندارم بلکه برای خودمم دوست ندارم اما چه کنیم آش نخردئو دهان سوخته
نمیخوام توئه دنیای بزرگ بشن که ندونن فرداشون چیه
ندونن کارشون چیه ندونن زندگیشون چی میشه
بیشترین تلاشو بکنن ولی همیشه مثل مه ای کل زندگیشونو گرفته باشه چند متریشنو نبینن.
نمیخوام توئه مملکتی باشن که هر لحظه توئه خیابون احتمال داره آجر از ۱ وری بخور تو ملاجشون آجر که خوبش( گلوله).
دوست ندارم تنها راه پیشرفتشون دروغ و ریا پول و پارتی و باند بازی باشه.
نمیخوام بخاطر شغلی که بهش علاقه دارن ۶من ریش بزارن و زیر بقلشنو نزنن.
دوست ندارم ۱ عمر درس بخونن واسه هیچی که بزارن داره کوزه آبشو بخورن.
جای که حرف متفاوت جوابش ناسزا ، زندانی ، تازیانه و اعدام باشه(در بعضی مورد مفقود الا اثر شدن)
نمیخوام توئه سرزمینی باشن که نه راه پس دارن نه راه پیش،۱ طرف چراغ سبز ۱ طرف قرمز بوق هم بزنی با بلدزر لهت میکنن.
جای که قانون جنگل حاکمه یا بکش یا بمیر.
وطنی که توش غریبی،شهری که توش نمیتونی مثل خودت باشی،خونهای که از زندان براشون بدتره،فکری که از قفسش بیرون نمیره اگرم رفت با تفنگ بادی بزنن تو پرش.قلبی که خشکید.دنیای که مردمنش هیچ تعریفی از آزادی ندارن.
توجیهی:غلت املایی داشت تقصیر من نیست.
از اینکه از زیادی مطلب نتونم بنویسم
تنفر،دل سوزی؟
نمیدونم
به نظرت ثبات چقدر میتونه تو زندگی آدما تاثیر بزاره؟
تاحالا ثبات رو تجربه کردی؟
من که توی عمرم تنها چیزی که دیدم بی ثباتی هست.
نمیخواد وارد بحثهای فلسفی بشی !
فکر کنم تنها چیزی که یه ایرانی تجربش نکرده ثبات هست.
من متنفرم از بی ثباتی.
همینطوری یاد وبلاگم افتادم اومدم دیدم چه چیزای جالبی نوشتم.
بلاگفا هم به ظاهر خوشکل کرده !
بارو کوچه دری دریامو بیارم همینجا بزارم!
همه اتفاقاتش داره تکرار میشن.
من متنفرم از تکرار!
هر وقت حسش بیاد آپ میکنم.
من متنفرم از گرما!
اما همه ی عمرم و سر گردن بودم.
از این به بعد نظرات پس از تایید به نمایش گذاشته میشه

الان به اون هزاران نفری که در روز از بین صد میلیون نفر از گرسنگی میمیرن می پیوندم.
حالا این آمارا مال قبل از گرونیها ی ایران هستش.
الان فکر کنم اون صد میلیون شده صد و هفتاد میلیون و یک نفر.
فکر کنم همینطوری گرونی پیش بره عراق برامون مواد غذایی بفرسته.
من یکی که حوصلم سر میره و یادم نمیاد از اول تا آخر فوتبالی رو دید باشم اگر لازم باشه از اخبار میبینم هم نتیجه رو میگه هم گل هارو نون میده.
تجارتی ساختگی که خانه را آباد کرد و ماله بعضی ها رو هم ویران.
من از فوتبال متنفرم!
پ ن:لطف کنین نظرات بیخودی و به قولی اسپام ندهید برین جای دیگه دنبال تبلیغات.
